Tuesday, January 22, 2008

حوا

هنگام پیکار، ناله هایم
هنگام گرسنگی، اشک هایم را
شنیده ای.............دیده ای
تو اما
شمشیر هزاران ساله ی تاریخ،دست هایت
و شوق بی نهایت دریدن و زیستن، چشم هایت
آی مرد -خداوندگار-!1
عصیانم را خواسته ای؟
در آن هنگام که مردان پیغامبر در خالی ِ میان بهشت و دوزخ سرگردان اند
و مردان جنگجو ناگزیر تن بی زره خویش تاب نیاورند
به من نگاه کن
که چگونه
تمامی کرده ها و ناکرده ها را
به ریشخند گرفته ام

1 comment:

Creature said...

محشر بود